زیاده خواه نیستم
جادهی شمال
یک کلبه ی جنگلی
یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی
کمیهیزم
کمیآتش
مهِ جنگلی
کمیتاریکیِ محض
کمیمستی
کمیمهتاب
برای حال بیشتر ... چند
نخِ سیگار
و بوی یار
و بوی یار
و بوی یار
ب.ج.ز.ش: سرهنگ رفت سربازی.
+
تاريخ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:41 نويسنده وروجک
|