تبليغاتX
وروجک جیغ می زند

♥برو عقب تا پرده ی گوشت پاره نشه♥


 

زیاده خواه نیستم
جاده‌ی شمال
یک کلبه ی جنگلی
یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی
کمی‌هیزم
کمی‌آتش
مه‌ِ جنگلی‌
کمی‌تاریکی‌ِ محض
کمی‌مستی
کمی‌مهتاب
برای حال بیشتر ... چند نخِ سیگار
و بوی یار
و بوی یار
و بوی یار




ب.ج.ز.ش: سرهنگ رفت سربازی.





+ تاريخ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:41 نويسنده وروجک |






اصلا می دانی چقدر« دلم برایت تنگ شده الاغ!» با « دلم برایت تنگ شده » ‌فرق دارد؟؟

فقط شیطنت اش نیست که لذت بخش اش می کند، انگار آدم می خواهد مهربان بودنش را، خوب بودن اش را پشت این بد و بیراه ها پنهان کند. انگار یک جور هایی خجالت می کشد. و این خجالت چه دوست داشتنی ترش می کند.

فقط هم این نیست. گاهی وقت ها کلمه های معمولی جواب نمی دهند. هیچ جوری نمی شود به یکی بگویی:« دوستت دارم»! لوس است. دست مالی شده است. کم است. باید بگویی: « پدسسسسسسسسسسگ!» تا بفهمد. بفهمد عاصی ات کرده. مستاصل شده ای بس که خوب است و فوق العاده است و بس که می خواهی اش. بفهمد دلت می خواهد سرت را بکوبی به دیوار. دلت می خواهد داد بزنی. بمیری.

یادت هست می گفتم آدم های باهوش بی ادب اند؟ یادت هست خندیدی و گفتی بهانه می آورم برای بی ادب بودن ام؟ نه. آدم های باهوش به همه چیز چنگ میزنند برای بهتر فهمیدن. برای بهتر فهماندن. اصلن « ادب» یعنی رعایت کردن حد هر چیز. من را هم که می دانی... هیچ چیز برایم « حد» ی ندارد!!!ا
راستی: حالا تو اگر « دوستت دارم» ِ خالی هم بگویی قبول است ها




ب.ج.ز.ش :باز بهار اومد من عاشق شدم.



ب.ج.ز.ش:فکنم این بلاگفا روانی شده عین من شایدم از من خسته شده که پستامو این جوری نشون میده 
فکنم دیگه باید برم از اینجا اینجوری نمیشه.
:(

 

 

 

+ تاريخ یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 0:46 نويسنده وروجک |